<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات جغرافیایی نواحی ساحلی</title>
    <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات جغرافیایی نواحی ساحلی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 20 Mar 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 20 Mar 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی توسعه دریامحور حوزة خلیج فارس و دریای مکران با تأکید بر عوامل بیرونی</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_7796.html</link>
      <description>توسعة دریامحور از مفاهیم مطرح در چند دهة اخیر است. این مفهوم به‌ویژه برای کشورهای دریایی بسیار مهم و راه میان‌بر توسعه برای این‌گونه از کشورها است. ایران نیز یکی کشورهای دریایی است که خلیج فارس و دریایی مکران از مهم&amp;amp;shy;ترین مناطق دریایی آن است. طبق شاخصه‌های نظریة قدرت دریایی ماهان، این مناطق ظرفیت بسیار بالایی را برای ایران فراهم کرده است تا در صورت امکان بتواند به یک قدرت دریایی بالقوه تبدیل شود. پرسش اصلی این پژوهش در باب دلایل بیرونی و بین‌المللی عدم توسعه دریامحور این مناطق است. اهمیت خلیج فارس و دریای مکران از منظر راهبردی، اقتصادی و لجستیکی به‌ویژه در حوزه‌های مختلف توسعه دریامحور از قبیل حمل‌و‌نقل دریایی، انرژی، مواد خام و معدنی دریایی و گردشگری دریایی، بسیار زیاد است. در کنار توجه به ظرفیت‌های نظری و عملی موجود، دلایل عدم توسعه این مناطق نیز به تسهیل توسعه دریامحور و درک شرایط کمک شایانی می‌کند. به‌طور کلی عدم توسعه دریامحور این مناطق به‌دلیل عدم سرمایه‌گذاری به‌ویژه سرمایه‌گذاری خارجی است. این امر نیز به نوبه خود ناشی از عوامل اولیه‌ مانند تحریم‌های بین‌المللی و یکجانبه و پیوستن به گروه‌ ویژه اقدام مالی و پیروی از توصیه‌نامه‌های‌ آن؛ و عوامل ثانویه مانند عضویت دائم ایران در سازمان تجارت جهانی و پیوستن و تقویت کردیدورهای بین‌المللی با محوریت خلیج فارس و دریای مکران است. اهمیت برداشتن موانع فوق، در باب ورود تکنولوژی‌های به ایران است. ورود تکنولوژی‌های جدید نیز به نوبه خود می‌تواند تسهیل‌گر توسعه دریامحور باشد. امکان توسعه ایران از طریق توسعه دریامحور به‌ویژه با اتکاء بر حوزه خلیج فارس و دریای مکران نیز بیش از سایر طرق مطروحه، میسر و بالقوه است. بنابراین برای از میان برداشتن این عوامل، حل و فصل اختلافات منطقه‌ای و بین‌المللی و کاهش سطح تنش به‌ نوعی که در مورد تحریم‌های یکجانبه، عضویت ایران در سازمان جهانی تجارت و تقویت کریدورها با محوریت ایران اثرگذار باشد، ضروری است. همچنین پیوستن به گروه ویژه اقدام مالی و پیروی از 40 توصیه این نهاد دارای اهمیت وافر است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>مؤلفه‌های کالبدی خانه‌های تاریخی رشت</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9279.html</link>
      <description>ساخت و سازهای امروزی، به بناهای تاریخی نه به‌عنوان قوت و کانون در بافت‌های شهری که به‌عنوان مانعی برای رشد فیزیکی شهرها دیده می‌نگرند. این اندیشه و نگرش موجب از بین رفتن بناهای ارزشمند گذشته و دگرگون شدن بافت‌های تاریخی شهر می‌گردد. شناخت و مطالعه بناهای تاریخی می‌تواند در کنار شناسایی ویژگی‌ها و الگوهای این معماری، فرصتی برای معرفی ارزش‌های معماری گذشته فراهم نماید و بهره‌گیری از مؤلفه‌های قابل استفاده از آن در طراحی بناهای معاصر می‌تواند منجر به پیوستگی و هماهنگی کالبد شهر و معماری گردد. خانه به‌عنوان اولین و مهم‌ترین کاربری شهری جایگاه مهمی در بناهای تاریخی دارد. این پژوهش به دنبال شناسایی مؤلفه‌های کالبدی خانه‌های تاریخی در شهر رشت است. در این راستا در بخش اول پژوهش به روش تحلیلی- توصیفی مفاهیم پژوهش مانند مؤلفه‌های کالبدی در بناهای معماری و خانه‌های تاریخی تبیین می‌گردد. در بخش دوم پژوهش مؤلفه‌ها و عناصر معرفی شده در بخش اول در خانه‌های تاریخی شهر رشت به‌عنوان نمونه موردی مطالعه و بررسی می‌شوند. یافته‌های پژوهش نشان داد که خانه‌های تاریخی رشت دارای مؤلفه‌های کالبدی مشخص در فرم کلی و موقعیت قرارگیری در محیط (بافت و سایت) هستند. عناصر نما مانند ورودی، جداره‌ و بازشو در خانه‌های تاریخی مطالعه شده به صورت‌های مختلف و کارکردهای گوناگون ظهور می‌یابند. ایوان در خانه‌های تاریخی رشت نقشی فراتر از یک مؤلفه کالبدی در ایجاد فضاهای نیمه‌باز و همچنین کارکردهای متفاوت عملکردی و اقلیمی داشته و به‌عنوان یک کیفیت بصری در شکل‌گیری تناسبات و نظم‌دهی سایر عناصر نما تأثیرگذار است. موارد اشاره شده در کنار تنوع سطوح و مؤلفه‌های کالبدی جداره و آرایه‌های تزئیناتی، غنای بصری در نمای خانه‌های تاریخی رشت را ایجاد کرده است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل اخلاق گردشگری در استان گیلان با رویکرد مدل‌سازی ساختاری تفسیری</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9280.html</link>
      <description>گردشگری به‌عنوان یکی از صنایع تأثیرگذار بر توسعة اقتصادی و اجتماعی مناطق، نیازمند توجه به اصول اخلاقی و مسئولیت‌های اجتماعی است. در استان گیلان، با توجه به جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی منحصربه‌فرد، طراحی مدل‌های اخلاق گردشگری ضروری است. مسئلة اصلی این پژوهش، کمبود الگوهای مشخص و کاربردی در زمینة اخلاق گردشگری در این منطقه است که می‌تواند منجر به آسیب‌های اجتماعی و محیطی گردد. هدف پژوهش، طراحی یک مدل اخلاق گردشگری در استان گیلان با رویکرد مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی-پیمایشی می‌باشد. برای تعیین حجم نمونه به روش نمونه‌گیری قضاوتی هدفمند عمل شد و 12 نفر از خبرگان در امر پژوهش مشارکت کردند. با مطالعه مبانی نظری و تأیید خبرگان، 6 مؤلفه برای طراحی مدل شناسایی شد. نتایج نشان داد که مؤلفه‌های مؤثر بر رفتارهای اخلاقی در گردشگری به‌ترتیب اولویت عبارتند از: &amp;amp;laquo;مسئولیت اجتماعی مقصد گردشگری&amp;amp;raquo; به‌عنوان مهم‌ترین مؤلفه، &amp;amp;laquo;ارزش‌های جامعه میزبان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اخلاق کسب‌وکارها&amp;amp;raquo; در اولویت دوم، &amp;amp;laquo;رفتار اخلاقی گردشگر&amp;amp;raquo; در اولویت سوم، &amp;amp;laquo;مدیریت و سیاست‌های گردشگری&amp;amp;raquo; در اولویت چهارم و &amp;amp;laquo;گردشگری اخلاق‌محور&amp;amp;raquo; در اولویت پنجم. این پژوهش نشان داد که توجه به اصول اخلاقی در گردشگری می‌تواند به بهبود کیفیت تجربه گردشگران و توسعه پایدار مناطق گردشگری کمک کند. با شناسایی مؤلفه‌های کلیدی، می‌توان راه‌کارهای مؤثری برای ارتقاء آگاهی و مسئولیت‌پذیری در این صنعت ارائه داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجزیه‌وتحلیل چالش‌های تغییرات کاربری شهرهای ساحلی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و الگوریتم‌های طبقه‌بندی (مطالعه موردی شهرستان کنگان)</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9281.html</link>
      <description>شهرهای ساحلی به‌دلیل آسیب‌پذیری در برابر تغییرات اقلیمی، فشارهای شهرنشینی و تحولات اجتماعی - اقتصادی، بیش‌ازپیش به تحلیل تغییرات کاربری اراضی نیاز دارند. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل تغییرات کاربری اراضی در شهرستان کنگان در سال 2000 و 2021 و پیش‌بینی روند تغییرات برای سال 2040 سپس برآورد میزان آلایندگی آب است. جمع اوری داده ها شامل استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست 7 و سنتینل 2 مربوط به سال‌های 2000 و 2021 از طریق &amp;amp;nbsp;سامانه ارث انجین و پیش بینی کاربری اراضی سال 2040 از طریق زنجیره مارکوف می باشد..یافته ها نشان می دهد که مناطق شهری و صنعتی طی این دوره رشد قابل‌توجهی داشته‌اند و انتظار می‌رود این روند تا سال 2040 ادامه یابد.همچنین ارتباط بین تغییرات کاربری اراضی و آلودگی منابع آب به‌وضوح مشاهده می‌شود. افزایش میزان SPM (ذرات معلق) در منابع آب از ۲۲ میلی‌گرم در لیتر در سال ۲۰۰۰ به ۱۵۱۵ میلی‌گرم در لیتر در سال ۲۰۲۱ نشان‌دهنده تأثیر فعالیت‌های انسانی و صنعتی بر کیفیت آب است. گسترش صنایع پتروشیمی، بندری و ورود پساب‌های شهری به منابع آبی از عوامل اصلی این آلودگی هستند.بر اساس یافته‌ها می‌تواننتیجه گیری کرد که برای دستیابی به توسعه پایدار در شهرستان کنگان، باید تعادل مناسبی بین توسعه اقتصادی و حفظ محیط زیست برقرار شود. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیرتجربه گردشگران بر میزان وفاداری در مقصد گردشگری (مطالعه موردی: شهر مرزی آستارا)</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9282.html</link>
      <description>رشد&amp;amp;nbsp; صنعت گردشگری در دهه‌های اخیر به‌گونه‌ای چشمگیر بوده است که امروزه به یکی از صنایع غالب در سطح جهان تبدیل شده و آثار اقتصادی قابل‌توجهی بر کشورهای مختلف برجای گذاشته است. در این میان، مؤلفه‌هایی همچون تصویر مقصد، انگیزه و رضایت گردشگران، نقش تعیین‌کننده‌ای در تبیین وفاداری آنان ایفا می‌کنند و در تحقیقات گوناگون مورد توجه قرار گرفته‌اند. یکی از گونه‌های مهم و پرطرفدار گردشگری، گردشگری طبیعت‌گرا است که به‌ویژه در مقاصد ساحلی و شهرهای مرزی از جذابیت بیشتری برخوردار است. شهر مرزی آستارا به‌عنوان یکی از کانون‌های شاخص این نوع گردشگری، جایگاهی ویژه در مطالعات مرتبط با گردشگری دارد.هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط میان ادراک بازدیدکنندگان از نواحی ساحلی و رفتار گردشگران در شهر مرزی آستارا است. این تحقیق از حیث رویکرد، در زمره پژوهش‌های توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و از منظر هدف، کاربردی به شمار می‌آید. جامعه آماری تحقیق را گردشگرانی تشکیل می‌دهند که به این شهر سفر کرده‌اند. با توجه به حجم گردشگران ورودی، حجم نمونه ۳۸۵ نفر برآورد گردید. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه بوده و داده‌های گردآوری‌شده با استفاده از نرم‌افزار Smart PLS مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. یافته‌های تحقیق نشان داد که نقش تعدیل‌گر تجربه بر انگیزه، رضایت و تصویر مقصد مورد تأیید قرار نگرفت. همچنین، فرضیه‌های مربوط به تأثیر انگیزه گردشگران بر رضایت و وفاداری آنان رد شد. افزون بر این، تأثیر تجربه گردشگران بر وفاداری نیز به اثبات نرسید. با وجود این، سایر فرضیه‌های پژوهش تأیید گردید. در پایان، پیشنهادهایی متناسب با نتایج تحقیق و در راستای بهبود سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های گردشگری در شهر مرزی آستارا ارائه شده است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تغییرات کیفیت زیستگاه و شناسایی تهدیدات کلیدی محیطی با استفاده از داده‌های گوگل ارث‌انجین (GEE)، مدل InVEST و تحلیل لکه‌های حرارتی (مطالعه موردی؛ خورخوران استان هرمزگان)</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9298.html</link>
      <description>جنگل‌های حرا به‌عنوان بوم‌سازگان‌های ساحلی حیاتی، نقش کلیدی در حفاظت از تنوع زیستی، تعدیل تغییرات اقلیمی و تأمین معیشت جوامع محلی دارند. در مطالعه حاضر هدف شناسایی تغییرات و جابجایی مرزهای کیفیت زیستگاه جنگل‌های حرای منطقه حفاظت شده خورخوران استان هرمزگان با استفاده از داده‌های محیطی گوگل ارث انجین به‌عنوان تهدیدات محیطی، استفاده از خروجی کیفیت زیستگاه مدل اینوست (InVEST) و تحلیل خوشه‌های سرد و گرم در سامانه اطلاعات جغرافیایی برای شناسایی تغییرات و جابجایی‌های کیفیت زیستگاه در سال‌های 2019 و 2024 بود. همچنین در این مطالعه از آزمون‌های t و ویلکاکسون برای شناسایی تهدیدات کلیدی بر روند تغییرات صورت گرفته استفاده شد. در این خصوص، کلیه متغیرهای محیطی از سامانه گوگل ارث انجین (GEE) اخذ شدند. بررسی نتایج، الگوی خوشه‌ای معنادار در تغییرات مکانی کیفیت زیستگاه جنگل&amp;amp;shy;های حرا را نشان داد. لذا کاهش یکپارچگی اکولوژیکی و افزایش پراکندگی تصادفی درختان از 16/93 در سال 2019 به 31/55 هکتار در سال 2024 مشاهده شد و در بازه زمانی 6 ساله مرز تبدیل مناطق پرتراکم به کم &amp;amp;shy;تراکم جنگل&amp;amp;shy;های حرا به‌طور متوسط 100 متر به سمت مناطق مرکزی این زیستگاه عقب&amp;amp;shy; نشینی کرده است و سطح نواحی دارای تراکم بسیار بالای جنگل&amp;amp;shy;های حرا 6/134 هکتار کاهش یافته&amp;amp;shy; است. همچنین 24/326 هکتار به سطح لکه &amp;amp;shy;های سرد (کیفیت پایین زیستگاه) جنگل&amp;amp;shy;های حرا اضافه شده است. در این راستا، بیشترین اثر بر کیفیت زیستگاه را متغیر کمبود آب شیرین در خاک با 0/6 و 0/8 به &amp;amp;shy;ترتیب برای سال&amp;amp;shy;های 2019 و 2024 سبب شده است. نتایج آزمون&amp;amp;shy; های t &amp;amp;nbsp;و ویلکاکسون اگرچه تغییرات کلی در سطح تهدیدات محیط زیستی را معنی‌دار نشان نداد، ولی برخی متغیرهای کلیدی (به ویژه کمبود آب شیرین و آئروسل) تغییرات هشداردهنده‌ای داشته‌اند که نیازمند مداخله مدیریتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی توانمندی‌ها و محدودیت‌های ژئومورفولوژیک و نقش آن در توسعه فیزیکی شهر (مورد مطالعه: شهر ساحلی بندرعباس)</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9288.html</link>
      <description>در پژوهش حاضر، فرایندها و پدیده‌های ژئومورفولوژیک شهر بندرعباس و توسعه‌ای که طی سال های 1370-1400 داشته است، مورد بررسی قرار گرفت.&amp;amp;nbsp; داده&amp;amp;shy;های مورد نیاز از منابع مختلف و همچنین داده‌های سنجش از دور جمع‌آوری شده و با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی، به لایه‌های اطلاعاتی مورد نیاز تبدیل شدند که شامل لایه های زلزله، نزدیکی به کانون زلزله، سیل و آبگرفتگی، ریزش سنگ، زمین لغزش، گسل، نشست زمین، جزر ومد، امواج و طوفان‌های دریایی، طوفان‌های گرد و غبار با منشا خارجی، فرسایش بادی، پیشروی و پسروی دریا می&amp;amp;shy;باشد. در ادامه جهت هم طیف نمودن لایه‌ها، با استفاده از تئوری منطق فازی، لایه‌ها استانداردسازی شده‌اند. جهت استخراج ارزش نسبی هریک از لایه‌ها در مشخص نمودن پهنه&amp;amp;shy;های ژئومورفولوژیکی، از روش تحلیل سلسله مراتبی (Fuzzy ANP) استفاده&amp;amp;nbsp; شده&amp;amp;shy;است. پس از ارزش&amp;amp;shy;گذاری نسبی لایه&amp;amp;shy;های اطلاعاتی، به روی&amp;amp;shy;هم&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;گذاری لایه&amp;amp;shy;ها با استفاده از روش وزن دهی جمعی ساده (SAW)&amp;amp;nbsp; اقدام گردید. همچنین به منظور بررسی میزان خطی در قسمت های گسترش یافته شهر در دهه های اخیر، ابتدا میزان گسترش فیزیکی شهر در سال های 1370 تا 1400 از تصاویر ماهواره&amp;amp;shy;ای لندست استخراج گردید و پس از مطابقت با نقشه&amp;amp;shy;های کاربری اراضی، روند گسترش فیزیکی شهر در بازه زمانی مورد نظر مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور از روش Crosstab استفاده گردید. نتایج حاصل از بررسی روند گسترش شهری در بازه زمانی مورد نظر نشان می‌دهد که بیشترین گستردگی شهری در پهنه‌هایی بوده است که قابلیت ژئومورفولوژیکی کمتری دارند و این نیازمند مدیریت بیشتر در جهت دهی توسعه فیزیکی شهر بندرعباس در پهنه های با قابلیت ژئومورفولوژیک مناسب است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی عوامل تبدیل سکونتگاه‌های روستایی به شهر (نمونه: شهر شلمان)</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9217.html</link>
      <description>امروزه در شناخت شهر بر طبقه‌بندی‌هایی تاکید می‌شود که از نظر آماری، سیاسی، قانونی یا عملکردی ارایه می‌شوند. در ایران عموما معیار برخورداری از شهرداری، برای شناخت شهر از روستا به کار می‌رود. در این پژوهش شهر شلمان در شرق استان گیلان برای مطالعه عوامل موثر بر تبدیل این سکونتگاه از روستا به شهر انتخاب شده است. در‌خصوص دلایل انتخاب این شهر می‌توان به گذشت بیش از سه دهه از تبدیل آن به شهر، عدم انجام مطالعه قبلی درخصوص شهرهای پدیدآمده در شرق گیلان بر‌خلاف سایر مناطق استان، قرارگیری شلمان در مرز سیاسی سه شهرستان لنگرود، رودسر و املش و تعدد شمار شهرهای نوپدید در محدوده شرق استان اشاره نمود. پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ پارادایم در زمره پژوهش‌های کیفی قرار داشته و برای تحلیل داده‌ها از روش نظریه بنیانی استفاده شده است. نمونه به‌وسیله نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی از بین مطلعان محلی انتخاب و برای دستیابی به اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد تبدیل شلمان به شهر به علت تاسیس شهرداری در سال 1372 و از طریق هم‌افزایی 6 مولفه کلیدی و در قالب 13 عامل اصلی رخ داده است: حضور خانواده‌های خوانین و میل به برتری‌جویی (ذهنیت)؛ برخورداری از امکانات پایه، اقتصاد در حال رشد، برخورداری از جمعیت مناسب، موقعیت جغرافیایی مطلوب (امکانات و داشته‌ها)؛ تجمیع چند سکونتگاه (تجمیع‌گرایی)؛ پیشینه اداری سیاسی و پیشینه فرهنگی تاریخی (پیشینه)؛ پیگیری معتمدین و بزرگان و تمایل و پیگیری مردم (خواسته‌ها)؛ مداخله سیاسی مدیران و نمایندگان و سیاست‌های دولت مرکزی (سیاست‌ها).</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل پیش‌برنده و بازدارنده کیفیت زندگی در مناطق روستایی مطالعه موردی: روستاهای بخش مرکزی شهرستان آستارا</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9228.html</link>
      <description>کیفیت زندگی جوامع روستایی از مسائل مهمی است که با ماندگاری ساکنان و جلوگیری از مهاجرت به شهرها پیوند دارد پژوهش حاضر به دنبال واکاوی عوامل پیش‌برنده و بازدارنده موثر در ارتقای کیفیت زندگی مناطق روستایی می‌پردازد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی بوده و از منظر ماهیت توصیفی- تحلیلی است و داده‌های مورد نیاز آن از طریق روش کتابخانه‌ای و میدانی (پرسش‌نامه) جمع‌آوری شد جامعة آماری 4998 خانوار روستایی بخش مرکزی شهرستان آستارا می‌باشد. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 357 نفر برآورد شد و برای نتایج بهتر به 360 نفر ارتقا یافت برای تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از نرم افزارهای SMART PLS و SPSS استفاده گردید براساس تخمین استاندارد در عوامل پیش‌برنده میزان تأثیر شاخص اقتصادی-نهادی 625/0؛ شاخص اجتماعی 739/0؛ شاخص محیطی- اکولوژیک 877/0 و شاخص زیربنایی- کالبدی 580/0 برآورد شد و در بخش عوامل بازدارنده میزان تأثیر شاخص اقتصادی- نهادی 705/0؛ شاخص اجتماعی 532/0؛ شاخص محیطی- اکولوژیک 413/0 و شاخص زیربنایی- کالبدی 619/0 مرتبط با کیفیت زندگی بود و در نهایت پیشنهادات لازم ارائه گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ارتباط بین تغییرات دمایی سواحل جنوبی ایران با شاخص‌های دور پیوند</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9257.html</link>
      <description>در این پژوهش، ارتباط بین تغییرات دمای ماهانه ایستگاه‌های واقع در سواحل جنوبی ایران با الگوهای دورپیوند بررسی شد. از داده حداقل و حداکثر دمای ماهانه 11 ایستگاه سینوپتیک و 14 الگوی دورپیوند اقیانوس اطلس و آرام حاره‌ای طی دوره آماری 2024-1985 استفاده شد. ارتباط احتمالی بین دو مؤلفه دمایی مورد نظر در ایستگاه‌های موردمطالعه با این الگوها با روش‌های تحلیل همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس، تحلیل رگرسیون پس‌رونده محاسبه و توزیع فضایی همبستگی ترسیم شد. نتایج نشان داد بیش‌ترین درصد همبستگی بین الگوهای اقیانوس آرام با حداقل و حداکثر دمای هوای سواحل به‌ترتیب با الگوهای AMO (56/0)، NTA (46/0)، الگوهای AMO (76/0) و ONI (63/0-) است. حدود 56-16 درصد از تغییرات حداقل دما و 31-6 درصد از تغییرات حداکثر دمای ایستگاه‌ها توسط الگوها دورپیوند تبیین شد. الگوهای NINO3، ONI (آرام حاره‌ای) و AMO (اطلس) در تبیین حداقل دمای ایستگاه‌ها و الگوهای NINO3، AMO و AMM در تبیین حداکثر دمای ایستگاه‌ها مؤثرتر هستند. بیشترین فراوانی همبستگی معنی‌دار بین حداقل دمای ایستگاه‌ها در ژانویه با TNA، در فوریه با AMO و TNA، در مارس با NAO، در آرویل با TSA، در ژوئن با WHWP، در ژوئیه با TSA، در اوت با TNA، در سپتامبر با WHWP و AMO و در می، اکتبر، نوامبر و دسامبر با AMO مشاهده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات اکولوژیک تغییرات کاربری زمین در نواحی ساحلی استان مازندران</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9277.html</link>
      <description>چکیده نواحی ساحلی به‌عنوان یکی از حساس‌ترین اکوسیستم‌های زمین، طی دهه‌های اخیر به دلیل اثرات ناشی از رشد شتابان شهرنشینی، توسعه زیرساخت‌ها، گسترش کشاورزی و تغییرات اقلیمی دستخوش تغییرات گسترده‌ای در کاربری زمین شده‌اند. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی الگوها و پیامدهای اکولوژیکی تغییرات کاربری زمین در این نواحی طی بازه زمانی ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۰ است. هدف اصلی تحقیق، تحلیل روند تغییرات فضایی&amp;amp;ndash;زمانی و ارزیابی اثرات آن بر پایداری محیط‌زیست و منابع طبیعی منطقه می‌باشد. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل داده‌های سنجش‌ازدور (تصاویر ماهواره‌ای لندست) و استفاده از (GIS) و مدل‌های تحلیلی همچون کراس‌تب بوده است. با بهره‌گیری از داده‌های چندزمانه، تغییرات کاربری اراضی استان در طی سه دهه اخیر استخراج و تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که طی دوره مطالعه، اراضی زراعی، مراتع و جنگل‌ها با کاهش تدریجی و معناداری مواجه بوده‌اند، به‌گونه‌ای که سطح اراضی زراعی از بیش از ۷۲۱ هزار هکتار در سال ۱۳۶۵ به حدود ۶۹۱ هزار هکتار در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته است. در مقابل، اراضی ساخته‌شده افزایش چشمگیری داشته و از ۴۷ هزار هکتار به بیش از ۱۲۵ هزار هکتار رسیده است که بیانگر گسترش شدید شهرنشینی و توسعه سکونتگاه‌هاست. علاوه بر این، بخشی از اراضی باتلاقی و پهنه‌های آبی نیز تغییر کاربری یافته‌اند که این امر به کاهش خدمات اکوسیستمی و اختلال در چرخه‌های هیدرولوژیک منطقه انجامیده است. نتایج مکانی تغییرات نشان داد که بیشترین تحولات در نواحی جلگه‌ای و پیرامون شهرهای ساری، بابل، قائم‌شهر و آمل رخ داده است، در حالی که اراضی جنگلی در دامنه‌های البرز مرکزی پایداری نسبی بیشتری داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر رستوران های رشت بر گردشگری خلاق خوراک</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9278.html</link>
      <description>گردشگری خلاق فرصت های مهمی در تعاملات شهری، بویژه در عرصه های فراملی برای مکان های شهری فراهم می سازد. رستوران داری یکی از زیرمجموعه های صنعت گردشگری علاوه بر تأمین نیازهای غذایی گردشگران، یکی از جاذبه های مقاصد گردشگری است. منافع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاصل از توسعه رستوران داری گامی موثر در جهت توسعه پایدار گردشگری است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نظر نوع هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش، صاحبان رستوران های شهر رشت است و حجم نمونه 107 نفر می باشد. از مجموع 130 رستوران در شهر رشت تعداد 107 پرسشنامه بین رستوران داران توزیع شد. نتایج به دست آمده با آزمون های همبستگی، رگرسیون و تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزارهای SPSS و LISREL تجزیه و تحلیل شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 901/0 به دست آمد. نتایج نشان داد از بین شاخص های پژوهش، شاخص خدمات دارای بالاترین میانگین (24/4) و شاخص محیط دارای پایین ترین میانگین (60/3) می باشد. همچنین بر اساس نتایج آزمون همبستگی می توان گفت شاخص محیط با گردشگری خلاق خوراک دارای بالاترین همبستگی (826/0) و شاخص خدمات با گردشگری خلاق خوراک دارای پایین ترین همبستگی (560/0) می باشد. بر اساس نتایج آزمون رگرسیون، شاخص پرسنل با مقدار بتای 402/0 بیشترین تأثیر را بر گردشگری خلاق خوراک و شاخص های مواد تشکیل دهنده و ارائه با مقدار بتای 032/0- و 143/0- کمترین تأثیر را بر گردشگری خلاق خوراک داشته اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات رونقِ گردشگری بر توسعه پایدار شهر ساحلی بوشهر</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9347.html</link>
      <description>رونق گردشگری، به‌ویژه در شهرهای ساحلی، نقش مهمی در ارتقای توسعه پایدار شهری ایفا می‌کند. این شهرها با برخورداری از منابع متعدد، پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران دارند. با این حال، فشار جمعیتی، ضعف زیرساخت‌های گردشگری و تهدیدات زیست‌محیطی، چشم‌انداز توسعه پایدار را در این مناطق با چالش مواجه می‌سازد. بررسی دقیق تأثیر گردشگری بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی شهر بوشهر می‌تواند راهنمایی برای سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان شهری فراهم کند. این پژوهش با بهره‌گیری از ترکیب روش تحلیل ساختاری_تفسیری (ISM) و MicMac، به‌صورت کیفی و متکی بر نظر 100 نفر از خبرگان، اساتید و دانشجویان آگاه، به تحلیل اثرات رونق گردشگری بر توسعه پایدار شهر ساحلی بوشهر می‌پردازد. نوآوری این مطالعه در کاربرد تلفیقی این روش‌ها برای بررسی تعاملات پیچیده میان شاخص‌های کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی در زمینه گردشگری شهری و ارائه راهکارهای سیستمی جهت ارتقای کیفیت زندگی و پایداری اکولوژیکی شهرهای ساحلی نهفته است. نتایج نشان می‌دهد شاخص‌هایی نظیر &amp;amp;laquo;فروش کالاهای بومی (C1)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ایجاد فرصت‌های شغلی(C3)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بهبود سطح زندگی و خدمات برای اقشار جامعه‌ی میزبان(C4)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حفظ و احیای مشاغل سنتی(C5)&amp;amp;raquo; و.... ، در عین حال که نقش اثرگذار در شکل‌دهی سایر مؤلفه‌ها دارند، خود نیز به‌شدت متأثر از محیط عملکردی و ساختار کلان سیستم هستند، و لذا بالاترین اهمیت را دارند. آنچه در نهایت از تحلیل ساختاری استخراج می‌شود، ضرورت اتخاذ رویکردی تلفیقی و سیستمی است که در آن، رونق گردشگری نه صرفاً به‌مثابه یک هدف اقتصادی، بلکه به‌عنوان ابزاری در خدمت ارتقای کیفیت زندگی، پایداری اکولوژیکی، و انسجام اجتماعی شهرهای ساحلی در نظر گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین پراکنش‌فضایی، گونه‌شناسی و نوع واکنش شهروندان به جرائم و هنجارشکنی در فضاهای ‌شهری بندرعباس</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9348.html</link>
      <description>موضوع تحقیق: این پژوهش، در گام اول، ادراک متفاوت شهروندان از هنجارشکنی وجرم درفضای‌شهری را ارزیابی و درگام دوم، واکنشهای شهروندان را گونه‌شناسی وتحلیل نموده و درگام سوم، به تبیین فضایی، اجتماعی و اقتصادی واکنش‌های گوناگون و معنی‌دار شهروندان در فضای شهری بندرعباس پرداخته است. روش تحقیق: این پژوهش، ماهیتا کاربردی و با روش توصیفی تحلیلی انجام شده و داده‌ها به روش پیمایشی (پرسشنامه محقق‌ساخت و نمونه‌گیری تصادفی دومرحله‌ای)، با حجم نمونه 407واحد، گردآوری شده است. سپس با مدلهای استنباط‌آماری ناپارامتریک (کروسکال والیس، کندال‌تائوسی، کندال‌تائوبی، کای‌دو، اسپیرمن، کولموگروف‌سمیرنوف و شاپیرو ویلک و جدول‌‌متقاطع) تحلیل وآزمون گردیده است. یافته‌ها: شهروندان در واکنش به 3نوع تخلف (تخریب فضای‌سبز، ریختن‌زباله، تخریب‌تابلو و‌ایستگاه اتوبوس)، به میزان 60 تا 80درصد&amp;amp;laquo;گزینه‌ هیچ‌کاری یا صرفا ‌تذکردادن&amp;amp;raquo; را انتخاب کردند. اما در واکنش به سه نوع جرم دیگر، از سبک‌به‌سنگین شامل: مزاحمت (واژه‌های ‌زشت و متلک)، مزاحمت ‌(اوباش‌گری) و مزاحمت (دست‌درازی به خانواده‌ها) به ترتیب 38درصد، 10درصد و 4درصد شهروندان &amp;amp;laquo;گزینه‌های هیچ‌کاری یا فقط ‌تذکر&amp;amp;raquo; را انتخاب نمودند. تحلیل رابطه سطح سواد و تحصیلات شهروندان، با واکنش آنها به مزاحمت متلک‌پرانی نشان داد؛ 52درصد بی‌سوادان و صفردرصد تحصیلکردگان دکتری آماده درگیری (محدود یا کامل) بودند. شاخص آمادگی درگیری در مقابل مزاحمت متلک، در میان قشرخیلی‌پایین و خیلی‌بالا به ترتیب 70درصد و 18درصد بود. توریع فضایی نوع واکنش شهروندان به پدیده اوباشگری و مزاحمت برای خانواده‌ها در محله‌های سطح‌خیلی پایین و محله‌های سطح خیلی بالا، به ترتیب 82درصد و 10درصد. نتیجه‌گیری: متغیر‌های سواد، اشتغال، قشربندی، سطح‌‌محله، محل‌تولد، تبیین‌کننده نوع واکنش شهروندان (از چشم‌پوشی کامل تا درگیرشدن کامل) بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش شهرهای هوشمند در کیفیت زندگی شهری در شرایط پساکرونایی (نمونه موردی شهر رشت</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9420.html</link>
      <description>سرعت‌بالای سرایت این ویروس و عوارض ناشی از آن بر سلامت افراد، جوامع شهری را در تمام نقاط جهان غافلگیر نموده و این موضوع علی‌الخصوص در کشورهایی نظیر ایران ‌که زیرساخت‌های مناسبی جهت مقابله با چنین بحران‌های ناگهانی را نداشتند پررنگ‌تر بود. یکی از راهکارهای مؤثر در دوران شیوع کرونا به جهت مقابله با چالش‌های مختلف ایجادشده در ابعاد مختلف، مفهوم شهر هوشمند می‌باشد. شهر هوشمند به‌عنوان محور تحول و توسعه هزاره شناخته‌شده و مفاهیم جدیدی را از طریق ترکیب جهان واقعی و مجازی به جهت حل مشکلات شهری ارائه می‌دهد. ما در این پژوهش به بررسی تأثیرگذاری فاکتورهای شهر هوشمند بر شرایط و کیفیت زندگی شهری در وضعیت ایجادشده‌ی ناشی از اپیدمی در شهر رشت پرداختیم. روش تحقیق استفاده‌شده از نوع توصیفی، پیمایشی بوده و گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات اسنادی، تحلیل محتوایی و میدانی صورت گرفته است. داده‌های موردنیاز طریق پرسشنامه جمع‌آوری‌شده و از طریق نرم‌افزارSPSS و روش‌های آماری همچون رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که شهر رشت از بعد کیفیت زندگی شهری در دوران کرونا و پس‌ازآن وضعیت مناسبی نداشته است. در ابعاد کالبدی، رفاهی، بهداشتی و سایر موارد هم در وضعیت نابسامانی بوده است. در این پژوهش از طریق رگرسیون به اثبات ارتباط مثبت میان مؤلفه‌های شهر هوشمند و کیفیت زندگی شهری در دوران کرونا پرداخته شد و از طریق ماتریس QSPM راهکارهای پیاده‌سازی مؤلفه‌های شهر هوشمند شناسایی و ارائه گردید.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
