<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات جغرافیایی نواحی ساحلی</title>
    <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات جغرافیایی نواحی ساحلی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 20 Mar 2024 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 20 Mar 2024 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی توسعه دریامحور حوزة خلیج فارس و دریای مکران با تأکید بر عوامل بیرونی</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_7796.html</link>
      <description>توسعة دریامحور از مفاهیم مطرح در چند دهة اخیر است. این مفهوم به‌ویژه برای کشورهای دریایی بسیار مهم و راه میان‌بر توسعه برای این‌گونه از کشورها است. ایران نیز یکی کشورهای دریایی است که خلیج فارس و دریایی مکران از مهم&amp;amp;shy;ترین مناطق دریایی آن است. طبق شاخصه‌های نظریة قدرت دریایی ماهان، این مناطق ظرفیت بسیار بالایی را برای ایران فراهم کرده است تا در صورت امکان بتواند به یک قدرت دریایی بالقوه تبدیل شود. پرسش اصلی این پژوهش در باب دلایل بیرونی و بین‌المللی عدم توسعه دریامحور این مناطق است. اهمیت خلیج فارس و دریای مکران از منظر راهبردی، اقتصادی و لجستیکی به‌ویژه در حوزه‌های مختلف توسعه دریامحور از قبیل حمل‌و‌نقل دریایی، انرژی، مواد خام و معدنی دریایی و گردشگری دریایی، بسیار زیاد است. در کنار توجه به ظرفیت‌های نظری و عملی موجود، دلایل عدم توسعه این مناطق نیز به تسهیل توسعه دریامحور و درک شرایط کمک شایانی می‌کند. به‌طور کلی عدم توسعه دریامحور این مناطق به‌دلیل عدم سرمایه‌گذاری به‌ویژه سرمایه‌گذاری خارجی است. این امر نیز به نوبه خود ناشی از عوامل اولیه‌ مانند تحریم‌های بین‌المللی و یکجانبه و پیوستن به گروه‌ ویژه اقدام مالی و پیروی از توصیه‌نامه‌های‌ آن؛ و عوامل ثانویه مانند عضویت دائم ایران در سازمان تجارت جهانی و پیوستن و تقویت کردیدورهای بین‌المللی با محوریت خلیج فارس و دریای مکران است. اهمیت برداشتن موانع فوق، در باب ورود تکنولوژی‌های به ایران است. ورود تکنولوژی‌های جدید نیز به نوبه خود می‌تواند تسهیل‌گر توسعه دریامحور باشد. امکان توسعه ایران از طریق توسعه دریامحور به‌ویژه با اتکاء بر حوزه خلیج فارس و دریای مکران نیز بیش از سایر طرق مطروحه، میسر و بالقوه است. بنابراین برای از میان برداشتن این عوامل، حل و فصل اختلافات منطقه‌ای و بین‌المللی و کاهش سطح تنش به‌ نوعی که در مورد تحریم‌های یکجانبه، عضویت ایران در سازمان جهانی تجارت و تقویت کریدورها با محوریت ایران اثرگذار باشد، ضروری است. همچنین پیوستن به گروه ویژه اقدام مالی و پیروی از 40 توصیه این نهاد دارای اهمیت وافر است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ارتباط بین تغییرات دمایی سواحل جنوبی ایران با شاخص‌های دور پیوند</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9829.html</link>
      <description>در این پژوهش، ارتباط بین تغییرات دمای ماهانه ایستگاه‌های واقع در سواحل جنوبی ایران با الگوهای دورپیوند بررسی شد.&amp;amp;nbsp; از داده حداقل و حداکثر دمای ماهانه 11 ایستگاه سینوپتیک و 14 الگوی دورپیوند اقیانوس اطلس و آرام حاره‌ای طی دورة آماری 2024-1985 استفاده شد. ارتباط احتمالی بین دو مؤلفه دمایی مورد نظر در ایستگاه‌های موردمطالعه با این الگوها با روش‌های تحلیل همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس، تحلیل رگرسیون پس‌رونده محاسبه و توزیع فضایی همبستگی ترسیم شد. نتایج نشان داد بیشتریندرصد همبستگی بین الگوهای اقیانوس آرام با حداقل و حداکثر دمای هوای سواحل به‌ترتیب با الگوهای AMO &amp;amp;nbsp;(0/56)،NTA &amp;amp;nbsp;(0/46)، الگوهای AMO (0/76) وONI &amp;amp;nbsp;(-0/63) است. حدود 56-16 درصد از تغییرات حداقل دما و 31-6 درصد از تغییرات حداکثر دمای ایستگاه‌ها توسط الگوها دورپیوند تبیین شد. الگوهای NINO3، ONI (آرام حاره‌ای) و AMO (اطلس) در تبیین حداقل دمای ایستگاه‌ها و الگوهای NINO3، AMO و AMM در تبیین حداکثر دمای ایستگاه‌ها مؤثرتر هستند. بیشترین فراوانی همبستگی معنی‌دار بین حداقل دمای ایستگاه‌ها در ژانویه با TNA، در فوریه با AMO و TNA، در مارس با NAO، در آرویل با TSA، در ژوئن با WHWP، در ژوئیه با TSA، در اوت با TNA، در سپتامبر با WHWP و AMO و در می، اکتبر، نوامبر و دسامبر با AMO مشاهده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل مؤثر بر بازساخت فضای کالبدی سکونتگاه‌های روستایی ساحلی شهرستان چابهار</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9830.html</link>
      <description>بازساخت سکونتگاه‌های روستایی، فرایندی پویا و چندبُعدی است که در نتیجة تخریب، جابجایی یا تغییر در ساختارهای کالبدی، نیازمند بازنگری و برنامه‌ریزی مجدد می‌گردد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر بازساخت فضای کالبدی سکونتگاه‌های روستایی ساحلی شهرستان چابهار انجام شده است. این مطالعه از منظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی می‌باشد. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه‌ی محقق‌ساخته گردآوری شده و جامعه آماری شامل خانوارهای روستاهای ساحلی شهرستان چابهار است. با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه‌گیری سهمیه‌ای، ۳۲۰ خانوار به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها و تعیین اهمیت و وزن عوامل مؤثر، از فرایند تحلیل شبکه‌ای (ANP) بهره گرفته شد. نتایج حاصل از تحلیل‌ها نشان داد که پنج عامل اصلی در بازساخت فضای کالبدی سکونتگاه‌های روستایی ساحلی بیشترین تأثیر را دارند. بهبود بافت روستا (0/277) به عنوان مهم‌ترین عامل شناخته شد که به نوسازی ساختار فیزیکی و ارتقای کیفیت محیط سکونت اشاره دارد. حفظ چشم‌انداز روستا (0/273) نیز نقش مهمی در تداوم هویت بصری و منظر فرهنگی سکونتگاه‌ها ایفا می‌کند. توسعه‌ی شبکه‌ی معابر (0/254)، با هدف بهبود دسترسی درون‌روستایی و ارتباط با مراکز پیرامونی، در رتبه سوم قرار گرفت. همچنین، افزایش کیفیت مسکن (0/235) و توسعه‌ی زیرساخت‌ها (0/230) نظیر تأسیسات آب، برق، فاضلاب و راه‌های ارتباطی، از دیگر اولویت‌های مؤثر بر بازساخت فیزیکی سکونتگاه‌ها شناسایی شدند. این نتایج می‌تواند مبنای مناسبی برای تدوین سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های آتی در حوزه‌ی بازساخت سکونتگاه‌های روستایی در مناطق ساحلی فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش و ارزیابی میزان پراکنده رویی در شهرهای ساحلی استان مازندران</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9831.html</link>
      <description>شهرهای ساحلی استان مازندران با چالش‌ پراکنده‌رویی فیزیکی روبرو هستند. با توجه به رشد سریع جمعیت و توسعه نامتوازن شهری، این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر پراکنده‌رویی شهری، از جمله تراکم جمعیت، مساحت کل، درصد مشاغل و تعداد جمعیت، می‌پردازد تا بتواند ارتباط این عوامل را با الگوهای پراکنده‌رویی مشخص کند. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی مبتنی بر داده‌های ماهواره ای است که&amp;amp;nbsp; برای تحلیل داده‌های پراکندگی از مدل آنتروپی شانون استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بین تراکم جمعیت، مساحت کل، درصد مشاغل و تعداد جمعیت با پراکنده‌رویی شهرهای ساحلی استان مازندران ارتباط معکوس بسیار ضعیفی برقرار است. ضریب همبستگی بین تراکم جمعیت و پراکنده‌رویی برابر با 0.21-، بین مساحت کل و پراکنده‌رویی برابر با 0.15-، بین درصد مشاغل و پراکنده‌رویی برابر با 0.11- و بین تعداد جمعیت و پراکنده‌رویی برابر با 0.18- است. همچنین مشخص شد که رشد شهرهای ساحلی به طور عمده به صورت خطی مستقیم بوده و این الگوی رشد با توجه به شرایط جغرافیایی و محیطی خاص منطقه شکل گرفته است.این پژوهش به این نتیجه رسید که عوامل مورد بررسی، به تنهایی نمی‌توانند به طور قابل توجهی میزان پراکنده‌رویی در شهرهای ساحلی استان مازندران را پیش‌بینی کنند. به‌ویژه که مقادیر ضریب همبستگی بسیار ضعیف هستند و نشان می‌دهند که ارتباط معناداری بین این عوامل و پراکنده‌رویی وجود ندارد. از این رو، برای درک بهتر و مدیریت صحیح رشد شهرهای ساحلی، نیاز به بررسی جامع‌تری از دیگر عوامل محیطی و اقتصادی وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برنامه‌ریزی فضایی توسعه اقتصاد شهرهای دریامحور با رویکرد گردشگری ورزش‌های ساحلی و آبی (مورد مطالعه: فرح آباد ساری)</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9832.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، گردشگری ورزشی به‌عنوان یکی از شاخه‌های نوین و جذاب صنعت توریسم، نقش فزاینده‌ای در انتخاب مقاصد گردشگری ایفا کرده است. در این میان، ورزش‌های ساحلی و آبی به‌ویژه در نواحی برخوردار از منابع طبیعی دریایی، به‌دلیلماهیت هیجانی، تفریحی و سلامت‌محور خود، مورد استقبال فزاینده گردشگران قرار گرفته‌اند. سواحل آبی دریاها به‌عنوان بستر طبیعی این نوع گردشگری، از ظرفیت بالایی در توسعه اقتصادی و جذب گردشگر برخوردارند. استان مازندران، با بهره‌مندی از موقعیت جغرافیایی ممتاز و مجاورت با دریای خزر، یکی از مستعدترین مناطق کشور برای توسعه گردشگری ورزش‌های ساحلی و آبی به شمار می‌رود؛ به‌گونه‌ای که می‌تواند در اولویت انتخاب مقاصد سفر گردشگران داخلی و خارجی قرار گیرد. ازاین‌رو هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه اقتصاد شهرهای دریامحور با رویکرد گردشگری ورزش&amp;amp;shy;های ساحلی و آبی در منطقه فرح&amp;amp;shy;آباد ساری است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و به لحاظ رویکرد پژوهش، استقرایی است. برای جمع‌آوری اطلاعات لازم، از دو روش اسنادی (کتابخانه&amp;amp;shy;ای) و پیمایشی (میدانی) استفاده شده است. شاخص&amp;amp;shy;های مورد استفاده در این پژوهش شامل: توسعه اقتصادی و گردشگری ورزش&amp;amp;shy;های ساحلی و آبی (جاذبه&amp;amp;shy;های گردشگری، امکانات و زیر ساخت&amp;amp;shy;ها، نیروی انسانی- مدیریت، اجتماعی-فرهنگی) است. جهت تجزیه‌وتحلیل داده&amp;amp;shy;های پرسش‌نامه از نرم&amp;amp;shy;افزار آماری SPSS و از آزمون&amp;amp;shy;های همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و از نرم‌افزار آموس جهت شناسایی مهم&amp;amp;shy;ترین عوامل از تحلیل عاملی استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که میان متغیرهای پژوهش، رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد و این متغیرها بر یکدیگر اثرگذار هستند. همچنین نتایج تحلیل استاندارد بارهای عاملی مؤثر در توسعه اقتصاد شهرهای دریامحور با رویکرد گردشگری ورزش&amp;amp;shy;های ساحلی و آبی نشان داد که ضرایب عاملی 5 عامل (متغیرهای پژوهش)، مثبت بوده و در سطح معناداری 0/05 تأیید شده است؛ بنابراین تمامی عامل&amp;amp;shy;ها نقش اثرگذاری در توسعه اقتصاد شهرهای دریامحور با رویکرد گردشگری ورزش&amp;amp;shy;های ساحلی و آبی فرح&amp;amp;shy;آباد ساری دارند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر رستوران‌های رشت بر گردشگری خلاق خوراک</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9834.html</link>
      <description>گردشگری خلاق فرصت‌های مهمی در تعاملات شهری، به‌ویژه در عرصه‌های فراملی برای مکان‌های شهری فراهم می‌سازد. رستوران‌داری یکی از زیرمجموعه‌های صنعت گردشگری علاوه بر تأمین نیازهای غذایی گردشگران، یکی از جاذبه های مقاصد گردشگری است. منافع اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاصل از توسعه رستوران‌داری گامی مؤثر در جهت توسعه پایدار گردشگری است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نظر نوع هدف کاربردی است. جامعه آماری، صاحبان رستوران‌های شهر رشت است و حجم نمونه 107 نفر می باشد. از مجموع 130 رستوران در شهر رشت تعداد 107 پرسشنامه بین رستوران‌داران توزیع شد.&amp;amp;nbsp; نتایج به دست آمده با آزمون های همبستگی، رگرسیون و تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزارهای SPSS&amp;amp;nbsp; و LISREL&amp;amp;nbsp; تجزیه و تحلیل شد.تعداد نمونه آماری با نرم افزار لیزرل ارتباط منطقی دارد. حداقل حجم نمونه برای مدلهای ساده 100 تا 150 نمونه، برای مدلهای پیچیده تر 200&amp;amp;nbsp; نمونه است. این مطالعه شامل 6 شاخص اصلی و 48 گویه است که بعد از حذف گویه هایی که بارهای عاملی آنها کمتر از 0/4 بود از 48 گویه 33 گویه باقی ماند که مدلی متوسط است. در تحلیل عاملی تأییدی نیز مقدار &amp;amp;nbsp;chi-square=89/685و 0/059 =RM SEA به دست آمد که کمتر از 0/08 است که نشاندهنده برازش خوب مدل است بنابراین حجم نمونه کافی است.پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 0/901 به دست آمد. نتایج نشان داد از بین شاخص های پژوهش، شاخص خدمات دارای بالاترین میانگین (4/24) و شاخص محیط دارای پایین ترین میانگین (3/60) است. همچنین بر اساس نتایج آزمون همبستگی می توان گفت شاخص محیط با گردشگری خلاق خوراک دارای بالاترین همبستگی (0/826) و شاخص خدمات با گردشگری خلاق خوراک پایین ترین همبستگی (0/560) را دارد. بر اساس نتایج آزمون رگرسیون، شاخص پرسنل با مقدار بتای 0/402 بیشترین تأثیر را بر گردشگری خلاق خوراک و شاخص های مواد تشکیل دهنده و ارائه با مقدار بتای 0/32- و 0/143- کمترین تأثیر را بر گردشگری خلاق خوراک داشته اند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات رونقِ گردشگری بر توسعة پایدار شهر ساحلی بوشهر</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9833.html</link>
      <description>رونق گردشگری، به‌ویژه در شهرهای ساحلی، نقش مهمی در ارتقای توسعة پایدار شهری ایفا می‌کند. این شهرها با برخورداری از منابع طبیعی و فرهنگی متعدد، پتانسیل بالایی برای جذب گردشگران دارند. با این حال، فشار جمعیتی، ضعف زیرساخت‌های گردشگری و تهدیدات زیست‌محیطی، چشم‌انداز توسعه پایدار را در این مناطق با چالش مواجه می‌سازد. بررسی دقیق تأثیر گردشگری بر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی شهر بوشهر می‌تواند راهنمایی برای سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان شهری فراهم کند. این پژوهش با بهره‌گیری از ترکیب روش تحلیل ساختاری_تفسیری (ISM) و &amp;amp;nbsp;MicMac، به‌صورت کیفی و متکی بر نظر 100 نفر از خبرگان، اساتید و دانشجویان آگاه، به تحلیل اثرات رونق گردشگری بر توسعه پایدار شهر ساحلی بوشهر می‌پردازد. نوآوری این مطالعه در کاربرد تلفیقی این روش‌ها برای بررسی تعاملات پیچیده میان شاخص‌های کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی در زمینه گردشگری شهری و ارائه راهکارهای سیستمی جهت ارتقای کیفیت زندگی و پایداری اکولوژیکی شهرهای ساحلی نهفته است. نتایج نشان می‌دهد شاخص‌هایی نظیر &amp;amp;laquo;فروش کالاهای بومی (C1)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ایجاد فرصت‌های شغلی(C3)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بهبود سطح زندگی و خدمات برای اقشار جامعه‌ی میزبان(C4)&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حفظ و احیای مشاغل سنتی(C5)&amp;amp;raquo; و.... ، در عین حال که نقش اثرگذار در شکل‌دهی سایر مؤلفه‌ها دارند، خود نیز به‌شدت متأثر از محیط عملکردی و ساختار کلان سیستم هستند، و لذا بالاترین اهمیت را دارند. آنچه در نهایت از تحلیل ساختاری استخراج می‌شود، ضرورت اتخاذ رویکردی تلفیقی و سیستمی است که در آن، رونق گردشگری نه صرفاً به‌مثابه یک هدف اقتصادی، بلکه به‌عنوان ابزاری در خدمت ارتقای کیفیت زندگی، پایداری اکولوژیکی، و انسجام اجتماعی شهرهای ساحلی در نظر گرفته شود. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی عوامل تبدیل سکونتگاه‌های روستایی به شهر (نمونه: شهر شلمان)</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9217.html</link>
      <description>امروزه در شناخت شهر بر طبقه‌بندی‌هایی تاکید می‌شود که از نظر آماری، سیاسی، قانونی یا عملکردی ارایه می‌شوند. در ایران عموما معیار برخورداری از شهرداری، برای شناخت شهر از روستا به کار می‌رود. در این پژوهش شهر شلمان در شرق استان گیلان برای مطالعه عوامل موثر بر تبدیل این سکونتگاه از روستا به شهر انتخاب شده است. در‌خصوص دلایل انتخاب این شهر می‌توان به گذشت بیش از سه دهه از تبدیل آن به شهر، عدم انجام مطالعه قبلی درخصوص شهرهای پدیدآمده در شرق گیلان بر‌خلاف سایر مناطق استان، قرارگیری شلمان در مرز سیاسی سه شهرستان لنگرود، رودسر و املش و تعدد شمار شهرهای نوپدید در محدوده شرق استان اشاره نمود. پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ پارادایم در زمره پژوهش‌های کیفی قرار داشته و برای تحلیل داده‌ها از روش نظریه بنیانی استفاده شده است. نمونه به‌وسیله نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی از بین مطلعان محلی انتخاب و برای دستیابی به اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد تبدیل شلمان به شهر به علت تاسیس شهرداری در سال 1372 و از طریق هم‌افزایی 6 مولفه کلیدی و در قالب 13 عامل اصلی رخ داده است: حضور خانواده‌های خوانین و میل به برتری‌جویی (ذهنیت)؛ برخورداری از امکانات پایه، اقتصاد در حال رشد، برخورداری از جمعیت مناسب، موقعیت جغرافیایی مطلوب (امکانات و داشته‌ها)؛ تجمیع چند سکونتگاه (تجمیع‌گرایی)؛ پیشینه اداری سیاسی و پیشینه فرهنگی تاریخی (پیشینه)؛ پیگیری معتمدین و بزرگان و تمایل و پیگیری مردم (خواسته‌ها)؛ مداخله سیاسی مدیران و نمایندگان و سیاست‌های دولت مرکزی (سیاست‌ها).</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات اکولوژیک تغییرات کاربری زمین در نواحی ساحلی استان مازندران</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9277.html</link>
      <description>چکیده نواحی ساحلی به‌عنوان یکی از حساس‌ترین اکوسیستم‌های زمین، طی دهه‌های اخیر به دلیل اثرات ناشی از رشد شتابان شهرنشینی، توسعه زیرساخت‌ها، گسترش کشاورزی و تغییرات اقلیمی دستخوش تغییرات گسترده‌ای در کاربری زمین شده‌اند. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی الگوها و پیامدهای اکولوژیکی تغییرات کاربری زمین در این نواحی طی بازه زمانی ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۰ است. هدف اصلی تحقیق، تحلیل روند تغییرات فضایی&amp;amp;ndash;زمانی و ارزیابی اثرات آن بر پایداری محیط‌زیست و منابع طبیعی منطقه می‌باشد. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل داده‌های سنجش‌ازدور (تصاویر ماهواره‌ای لندست) و استفاده از (GIS) و مدل‌های تحلیلی همچون کراس‌تب بوده است. با بهره‌گیری از داده‌های چندزمانه، تغییرات کاربری اراضی استان در طی سه دهه اخیر استخراج و تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که طی دوره مطالعه، اراضی زراعی، مراتع و جنگل‌ها با کاهش تدریجی و معناداری مواجه بوده‌اند، به‌گونه‌ای که سطح اراضی زراعی از بیش از ۷۲۱ هزار هکتار در سال ۱۳۶۵ به حدود ۶۹۱ هزار هکتار در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته است. در مقابل، اراضی ساخته‌شده افزایش چشمگیری داشته و از ۴۷ هزار هکتار به بیش از ۱۲۵ هزار هکتار رسیده است که بیانگر گسترش شدید شهرنشینی و توسعه سکونتگاه‌هاست. علاوه بر این، بخشی از اراضی باتلاقی و پهنه‌های آبی نیز تغییر کاربری یافته‌اند که این امر به کاهش خدمات اکوسیستمی و اختلال در چرخه‌های هیدرولوژیک منطقه انجامیده است. نتایج مکانی تغییرات نشان داد که بیشترین تحولات در نواحی جلگه‌ای و پیرامون شهرهای ساری، بابل، قائم‌شهر و آمل رخ داده است، در حالی که اراضی جنگلی در دامنه‌های البرز مرکزی پایداری نسبی بیشتری داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش شهرهای هوشمند در کیفیت زندگی شهری در شرایط پساکرونایی (نمونه موردی شهر رشت</title>
      <link>https://hgscaj.guilan.ac.ir/article_9420.html</link>
      <description>سرعت‌بالای سرایت این ویروس و عوارض ناشی از آن بر سلامت افراد، جوامع شهری را در تمام نقاط جهان غافلگیر نموده و این موضوع علی‌الخصوص در کشورهایی نظیر ایران ‌که زیرساخت‌های مناسبی جهت مقابله با چنین بحران‌های ناگهانی را نداشتند پررنگ‌تر بود. یکی از راهکارهای مؤثر در دوران شیوع کرونا به جهت مقابله با چالش‌های مختلف ایجادشده در ابعاد مختلف، مفهوم شهر هوشمند می‌باشد. شهر هوشمند به‌عنوان محور تحول و توسعه هزاره شناخته‌شده و مفاهیم جدیدی را از طریق ترکیب جهان واقعی و مجازی به جهت حل مشکلات شهری ارائه می‌دهد. ما در این پژوهش به بررسی تأثیرگذاری فاکتورهای شهر هوشمند بر شرایط و کیفیت زندگی شهری در وضعیت ایجادشده‌ی ناشی از اپیدمی در شهر رشت پرداختیم. روش تحقیق استفاده‌شده از نوع توصیفی، پیمایشی بوده و گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات اسنادی، تحلیل محتوایی و میدانی صورت گرفته است. داده‌های موردنیاز طریق پرسشنامه جمع‌آوری‌شده و از طریق نرم‌افزارSPSS و روش‌های آماری همچون رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که شهر رشت از بعد کیفیت زندگی شهری در دوران کرونا و پس‌ازآن وضعیت مناسبی نداشته است. در ابعاد کالبدی، رفاهی، بهداشتی و سایر موارد هم در وضعیت نابسامانی بوده است. در این پژوهش از طریق رگرسیون به اثبات ارتباط مثبت میان مؤلفه‌های شهر هوشمند و کیفیت زندگی شهری در دوران کرونا پرداخته شد و از طریق ماتریس QSPM راهکارهای پیاده‌سازی مؤلفه‌های شهر هوشمند شناسایی و ارائه گردید.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
